دکتر شریعتی

یکی از فلاسفه ی یونان به مرگ محکوم شده بود و خویشاوندی می گریست.
فیلسوف پرسید: چرا گریه می کنی؟
گفت : چون تورا بی گناه می کشند.
گفت : دوست داشتی گناهکارم بکشند؟ این چه گریه ای است، که برای من افتخار بزرگی است، که بی گناه کشته می شوم و اگر جز این بود و گناهکار کشته می شدم، که باید کشته می شدم!
این برای من امتیاز بزرگی است که دشمنم، دشمنی معصوم کش و بی گناه کش و ستمکار است. اگر دشمنم عادل و منطقی می بود و بر اساس حکم و حق و قضاوتی محکومم می کرد که برایم هیچ نمی ماند.
دکتر شریعتی تاریخ ادیان ج 2 ص 5

یار از من

 

رقیبا! من نمى گویم گل و باغ و بهار از من
بهار از تو، گل از تو، هر دو عالم از تو یار از من
مرا اى باغبان از داغ دل برگ و نوا باشد
چمن از تو، گل از تو، بلبل از تو، لاله زار ازمن

نجوای قلم


نجوای قلم




ایمان , ستون فقرات زندگی است .

قبرستان , دست انداز عبرت در جاده زندگی است .

بی برنامگی و بی نظمی , موریانه ایست که پایه های زندگی را سست می کند.

قیامت , روز توزیع کارنامه انسان است .

غفلت , شاهراه جهنم است .

وقتی اجل رسید , عمر انسان به هیچ قیمتی تمدید نمی شود.

گرانترین معامله زندگی , ارزان از دست دادن عمر است .

نماز , شاهراه ورود به بهشت است .

قرص غفلت , از سمی ترین قرصهای خواب آور است که اگر انسان به آن معتاد شود , از بین می رود.

باید به خیلی ها جهت از دست دادن زمان و فرصت , تسلیت گفت