گلبرگ

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
ولی با خفت و خاری پی شبنم نمی گردم

یک هدیه :

الا ای پیر فرزانه مکن منعم ز میخانه
           که من در ترک میخانه دلی پیمان شکن دارم
                                                               از   صدر

نیایش

خداوندا، آینه دل را به نور اخلاص روشنى بخش، و زنگار شرک و دو بینى را از لوح دل پاک گردان، و شاهراه سعادت و نجات را به این بیچارگان بیابان حیرت و ضلالت بنما، و ما را به اخلاق کریمانه متخلق فرما، و از نفحات و جلوه‏هاى خاص خود که مختص اولیاء درگاه است ما را نصیبى ده، و لشکر شیطان و جهل را از مملکت قلوب ما خارج فرما، و جنود علم و حکمت و رحمان را به جاى آنها جایگزین کن، و ما را با حب خود و خاصان درگاهت از این سراى درگذران، و در وقت مرگ و بعد از آن با ما با رحمت خود رفتار فرما، و عاقبت کار ما را با سعادت قرین کن، بحقّ محمّد و آله الطاهرین، صلوات اللَّه علیهم أجمعین.