ماه

 

 ماه در اوج آسمان می رود

و ما در گوشه ای از شب

همچنان به گفتگوی دستها

گوش فرا داده ایم و ساکتیم

و در چشم های هم، یکدیگر رامیخوانیم

درچشم های هم یکدیگر را می بخشیم.

و من همه دنیا را در چشم های او می بینم

و او همه دنیا را درچشم های من می بیند

و ما در چشم های هم ساکتیم

و ما در چشم های هم می شنویم

و در چشم های هم یکدیگر رامی شناسیم ،

یکدیگر را می بینیم

و چشم در چشم هم

و گوش به زمزمه لطیف و مهربان دست ها خاموشیم .

و ماه در اوج آسمان می رود.

 بر گرفته از دفترهای سبز

دکتر شریعتی

عشق یعنی...

به مناسبت شهادت حضرت زهرا علیها السلام
عشق یعنی...

دل سپردن درالست...

از می وصل الهی مست مست...

عشق یعنی ذکر ناموس خدا

یا علی گفتن به زیر دست و پا

عشق یعنی جلوه ی صبر خدا

شرم ایوب نبی از مرتضی  

عشق یعنی صبر در هنگام خشم 
عشق یعنی جای سیلی روی چشم  

عشق بر دلها شهامت می دهد  

عشق بر غمها حلاوت می دهد

عشق بر دلداده فرمان می دهد  

عاشق جان داده را جان می دهد  

عشق باعث شد که دل سامان گرفت  

پشت درب خانه زهرا (س) جان گرفت  

عشق یعنی صحبت بی واهمه

عشق یعنی انقلاب فاطمه(س)

عشق یعنی عشق ناب فاطمه (س)  

بیت الاحزان خراب فاطمه(س)  

عشق یعنی صحبت بی واهمه

حیدر در بند پیش فاطمه(س)  

آنکه خود مرد دلیر جنگ بود

دستگیر فرقه ای صد رنگ بود

عشق یعنی عاشقی در تار و پود  

گردش دستاس با دست کبود  

عشق یعنی گریه های حیدری

دختری دنبال نعش مادری

عشق یعنی قلب چون آییینه ای  

جای میخ دربه روی سینه ای

عشق یعنی انتظار منتظر  

سینه ای مجروح از مسمار در  

عشق یعنی طاعت جان آفرین!

 رد خون سینه بر روی زمین ...........

درویش

سلیمان علیه السلام در مملکت خویش هر کجا مسکینی دیدی با وی نشستی و
گفتی: مسکینی بنشست و عیسی علیه السلام هیچ نام دوست تر از آن نداشتی که گفتندی : یا مسکین
تا رسول ما محمد ص گفت : بار خدایا! تا زنده داری مرا مسکین دار، چون بمیرانی مسکین میران، و چون حشر کنی با مسکینان کن

کیمیای سعادت - غزالی