جواب یه دوست

● سال ها می گذرد حادثه ها می آیند
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
نیمهُ خرداد همواره یادآور بزرگ مردی از تاریخ معاصر ایران است که دوست و دشمن، عظمت اندیشه و عملش را انکار نمی توانند. به این مرد به غایت علاقه مندم چرا که فکرش را محدود به آن چه از گذشته به وی رسید و در کتاب ها می خواند نکرد. طرحی نو در انداخت که فلک را سقف بشکافت و اندیشمندان بسیاری را در رد و تأیید و اصلاح همراه کرد.
برخی بت ش می کنند. این را شایسته اش نمی دانم که خود بت شکن بود. معصوم نبود و خود ادعای آن را هم نداشت. برای همین هم در آخرین نوشته هایش از تمامی قصور ها (غیر عمدی) و تقصیر هایش (عمدی) عذر خواست.
آن چه باعث اعتلای یک اندیشه می شود، نقد و به روز آوری ست. بهترین راه تخریب فکر، ممنوع کردن گفت و گو دربارهُ آن است و این جفایی است که در حق امام و اندیشه اش می شود. هیچ کدام از تئوری های حکومتی –از جمله دموکراسی- در بدو تولد همانی نبود که امروزه می بینیم. اندیشمندان بسیاری نظریه ها بر نظریه اول بنا کردند و مجریان بسیاری نظریه ها را به آزمون عمل کشاندند و اشکالات را نمایان و اصلاح کردن.
مایهُ نگرانی ست که اندیشهُ حکومت اسلامی که سرمایه های فکری گران قدری در ایجاد آن صرف شد، از این مسیر رشد محروم بماند و اندیشمندان نسل جدید رهایش کنند. از طرفی مایهُ آرامش است که بدانیم نظریه ها در تاریخ از بین نمی روند. ممکن است در زمانی به دلایلی پس ابر بمانند ولی آن چه پس ابر می رود، روزی بدر آید.
آمد و رفت و اثری در دل هامان گذاشت که به هیچ، پاک نشود.
خدایش رحمت کند....

من شما چیزی نخواسته ام

طرح
من از جهان شما
چیزی نخواسته ام
همین که زیر سایه بارانها
جایی برای شعر گفتن من باشد
کافی ست
به قدر یک دو وجب جا هم
برای مردن در توفانها.
قزوه

امام لاله ها، حقیقتی همیشه زنده

امام لاله ها، حقیقتی همیشه زنده

 روزی در نگاه مردمی مظلوم، مردی از نسل محمد«ص» پا به عرصه دیانت و سیاست گذاشت.
روایت ها بر این گونه بود که وی به سیاست و دیانت رنگی نوین بخشید. اقتدار و عظمت وی بر همگان روشن شد. زمانی که بر دل مردم جای گرفت اقتدارش را مانند علی«ع» و نگاهش را مثل محمد«ص» می دیدم.
فرزانگی و بزرگی اش عیان تر شد، زمانی که افسانه اش از دنیا فراتر نهاد و عالم را قبضه کرد.
این بازی زمانه نبود.
واقعیت عشق ها بود که در میان دلها به ثمر نشست.
باز سالها سپری شد.
حکومتی بر نگاه همین مرد شکل گرفت اما این بار نه از میان میزهای سیاست بلکه از میان دلهای عاشق.
چندی گذشت
جنگی درگرفت ولی باز این مرد بود که ایستادگی می کرد.
سخنانش روح و شوق شهادت می بخشید.
این را رزمندگان بهتر می دانند.
او که بود که اینگونه ماند
او چه اتفاقی بود که حیات تازه ای به این سرزمین بخشید.
او را پدر می دانم
پدری که نقش پدری اش را به خوبی ادا کرد.
رفیقی بود که به دلها حکومت می کرد
او میان عشق ها پل می زد و میان دلها پرواز می کرد
آنکه به قول پدرم
انتظار مهدی«عج» را برایمان معنا کرد
عطش دریای بی پایان نگاهش روانه بازار محبت شد.
سوختگان وصالش را به اوج رساند
کسانی که او را فهمیدند نگاهشان به زندگی عوض شد
ولی چه زود...
یک اتفاق سهمگین.
خداوند پدر را از ملت گرفت
و سوگ سیاهی بر قلبشان نشاند
حماسه های او همیشه بر دلهای مردم زنده است اما نسل نوین چگونه پیر جماران را بشناسند
از دلهای پدران یا از نگاه مادران؟ آیا به قدر کافی امام«ره» برای ما شناخته شده است؟
«آری خمینی یک حقیقت همیشه زنده است»
اوست که ایران و ایرانی را یک هویت بخشید.
خمینی«ره» دریای معرفت و عرفان و افسانه ای حقیقی است
او متعلق به همه دنیاست.