شش چیز در شش جا

شش چیز در شش جا



آورده اند که خداوند متعال به حضرت موسی ( ع ) وحی فرمود که :
شش چیز در شش جا قرار دارد و مردم آنها را در جای دیگر می طلبند و هرگز نمی یابند .
من آسایش را در بهشت قرار دادم و مردم آنرا در دنیا می جویند ؛
علم را در گرسنگی نهادم و آنها در سیری می طلبند ؛
عزت را در بیداری شب قرار دادم و مردم آنرا در دربار پادشاهان جستجو می کنند ؛
رفعت و بزرگی را در فروتنی قرار دادم ؛ مردم آنرا در تکبر می جویند ؛
استجابت دعا را در غذای حلال نهاده ام و مردم آنرا در سر و صدا می جویند ؛
بی نیازی را در قناعت قرار داده ام ؛ مردم آنرا در زیادی مال می طلبند که هیچ گاه نخواهند یافت.
کاش بتوانیم برای دستیابی به هر چیز ارزشمند راهی را بپیمائیم که لازمه دستیابی به آن است

 

برای همیشه...

برای همیشه...

هیچگاه آسمان
زیر علامت سؤال
زمین نرفت
هرگز واژه ها
تا این اندازه
زیر رگبار دشنام
قرار نگرفت
شهر آفتاب اینگونه
رنگ پریده
انگشت افسوس
بدهان نبرد
آنگاه که کودکان مدام می گفتند:
آب آب...
دست بریده
برای همیشه به تاریخ نشان داد
ظلم را
مبارزه را
پیروزی را
اما ابرها
باور نداشتند
که زمین از تب می سوخت
نخلستان های علقمه
می اندیشیدند
به پریشانی.
فرات کجاست؟
ناگهان کودکی گفت:
آری، آری فرات را با قطراتش
تاراج کردند

 

در اقتدای حسین (ع)


هوا هوای محرم، صدا صدای حسین (ع)
دوباره از همه جا سر زده نوای حسین (ع)
دوباره نوحه و زاری، دوباره بانگ عزا
دوباره گریه بی وقفه در هوای حسین (ع)
دوباره کوچه به کوچه، سیاه بندان است
دوباره شهر عزادار شد برای حسین (ع)
چه کرده است که دلها چنین در آشوبند؟
چه قصه ایست که جان گشته مبتلای حسین (ع)
چه ها گذشت به اهل حرم در آن وادی؟
چه گفت بر سر نی ها، بریده نای حسین (ع)؟
و این گروه سیه پوش جمله بی خبرند
که چیست فلسفه سرخ ماجرای حسین (ع)
گذاشت سر به بیابان برای عزت حق
چرا که خانه ذلت نبود جای حسین (ع)
گذشت از همه هستی اش برای خدا
ببین ظواهر دنیا به زیر پای حسین (ع)!
قیام سرخ حسینی علیه جور و ستم
رسالتی ست به دوش سلاله های حسین (ع)
مرا همیشه حسین (ع) است مقتدا و امام
به ظلم سر نسپارم به اقتدای حسین (ع)