
یکی از فلاسفه ی یونان به مرگ محکوم شده بود و خویشاوندی می گریست.
فیلسوف پرسید: چرا گریه می کنی؟
گفت : چون تورا بی گناه می کشند.
گفت : دوست داشتی گناهکارم بکشند؟ این چه گریه ای است، که برای من افتخار بزرگی است، که بی گناه کشته می شوم و اگر جز این بود و گناهکار کشته می شدم، که باید کشته می شدم!
این برای من امتیاز بزرگی است که دشمنم، دشمنی معصوم کش و بی گناه کش و ستمکار است. اگر دشمنم عادل و منطقی می بود و بر اساس حکم و حق و قضاوتی محکومم می کرد که برایم هیچ نمی ماند.
دکتر شریعتی تاریخ ادیان ج 2 ص 5
وبلاگ جالبی دارید امیدوارم موفق باشید منتظر دیدار شما هستم .
سلام.
نکته زیبایی رو انتخاب کردی. موفق و موید باشی
salam
khale jonam khobi?
dige nemiyaii samte ma
chi shode ba ma gahhri
weblogam hanooz kamboode nazardetto ehsas mikone
hataman biya
Be omide didar
سلام
ممنون که اومدین تواد لوسی موفق باشین
آفرین!! عالی بود.
سلام...جالب بود...به من هم سر بزن
سلام
با نام و یاد حضرت حق
و با سلام به شما
و تشکر از حضور سبزتان در کلبه ی درویشی ما
از اینکه دیر آمدم معذرت می خواهم
موفق باشید
حقیقت تمامی حقیقت و بازهم حقیقت (سوگند قانونی)
سلام واقعا عجب سخنان زیبایی و منطقی
یا حق
اونایی که باید میموندند رفتند اونایی که میرفتن بهتر بود حالا موندن.خدایا کرمتو شکر.یاعلی
سلام
وبلاگ مفیدی دارید متشکرم از شما
یاد استاد شریعتی را گرامی میدارم
سلام متن قشنگ و جالبی بود ...یاد استاد شریعتی جاودان
سلام . ممنون که اومدین . باز هم بیایین . اگه ممکنه به وبلاگ من هم لینک بدین . من هم این کار رو می کنم .
بابا چرا انقدر با کلاس نظر میدی؟!ما بلد نیستیم اون وقت بد میشه که.
آپدیت!!
سلام عزیزم نوشته های جالبی داری موفق باشی خوشحال می شم به من هم سر بزنی راستی فکر می کنی بتوانی به من هم لینک بدهی؟
جالب بود واقعا جالب بود خوب این هم حدف رو میرسونه
متن جالبیه کلی حرف داره ممنون
علیرضا