شبی تب داشتم ، رفتی و قرص ماه آوردی
برایم شیشه ای از عطر بسم الله آوردی
من از صد بار اسماعیل و هاجر، تشنه تر بودم
تو این زمزم ترین را از کدامین راه آوردی؟
من از بی قبلگانم ، کافری از من نمی پرسد
مسلمان کافرا ! کی رو بدین درگاه آوردی
عزیز مصر بود این دل که دادم بر تواش روزی
امان از گرگ یوسف خورده ای کز چاه آوردی
دوباره شنبه ام تعطیل شد، یکشنبه ام تعطیل
دوباره یادم از آن جمعه ی ناگاه آوردی
از علیرضا قزوه http://ghazveh.persianblog.com/
اگه تونستی به وب ما هم یه سر بزن همه چیز داره یه سر بیای بد نیست
با سلام مجدد
زيبا بود
سلام و ممنون از اینکه به دوکوهه آمدید شعرهای علیرضا قزوه را خیلی دوست دارم با اینکه از بعضی هاش سر در نمیارم // ولی این یکی خیلی قشنگ بود // باز هم به دوکوهه بیایید
سس
بسم الله
نام یار است
یا من اسمه دوا
سلام بوی خوش عطر حرا نثارت بادتو که ار سرزمین نجابت امدی تا خوبی ها را به قسمت بنشینی کاش می دانستی چقدر دل تنگ شما هستم اما نمی توانم بنویسم شاید سرنوشت چنین خواسته باز هم به دیدارم بیا تو بوی حرا با خود داری بوی گل پاکی و نرگس ایرج
گفتی زرنگ تموم شد رفت!ناقلا!