عطر بسم الله


شبی تب داشتم ، رفتی و قرص ماه آوردی
برایم شیشه ای از عطر بسم الله آوردی
من از صد بار اسماعیل و هاجر، تشنه تر بودم
تو این زمزم ترین را از کدامین راه آوردی؟
من از بی قبلگانم ، کافری از من نمی پرسد
مسلمان کافرا ! کی رو بدین درگاه آوردی
عزیز مصر بود این دل که دادم بر تواش روزی
امان از گرگ یوسف خورده ای کز چاه آوردی
دوباره شنبه ام تعطیل شد، یکشنبه ام تعطیل
دوباره یادم از آن جمعه ی ناگاه آوردی

از علیرضا قزوه http://ghazveh.persianblog.com/

نظرات 7 + ارسال نظر
یاشار جمعه 4 مهر‌ماه سال 1382 ساعت 02:43 ب.ظ http://isatisweb.com

اگه تونستی به وب ما هم یه سر بزن همه چیز داره یه سر بیای بد نیست

علی رضا جمعه 4 مهر‌ماه سال 1382 ساعت 04:11 ب.ظ

با سلام مجدد
زيبا بود

حاج کاظم جمعه 4 مهر‌ماه سال 1382 ساعت 04:28 ب.ظ http://dokohe.blogsky.com

سلام و ممنون از اینکه به دوکوهه آمدید شعرهای علیرضا قزوه را خیلی دوست دارم با اینکه از بعضی هاش سر در نمیارم // ولی این یکی خیلی قشنگ بود // باز هم به دوکوهه بیایید

[ بدون نام ] جمعه 4 مهر‌ماه سال 1382 ساعت 05:56 ب.ظ

سس

جوادموسوی جمعه 4 مهر‌ماه سال 1382 ساعت 08:02 ب.ظ http://www.rastbazar.persianblog.com

بسم الله

نام یار است

یا من اسمه دوا

[ بدون نام ] جمعه 4 مهر‌ماه سال 1382 ساعت 10:58 ب.ظ http://www.iraj.blogsky.com

سلام بوی خوش عطر حرا نثارت بادتو که ار سرزمین نجابت امدی تا خوبی ها را به قسمت بنشینی کاش می دانستی چقدر دل تنگ شما هستم اما نمی توانم بنویسم شاید سرنوشت چنین خواسته باز هم به دیدارم بیا تو بوی حرا با خود داری بوی گل پاکی و نرگس ایرج

بابا لنگ دراز شنبه 5 مهر‌ماه سال 1382 ساعت 04:40 ق.ظ http://shiva-omid.blogsky.com

گفتی زرنگ تموم شد رفت!ناقلا!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد