اسرار ازل

اسرار ازل را نه تو دانی نه من
وین حل معما نه تو دانی نه من
هست از پس پرده گفتگوی من وتو
چون پرده برافتد نه تو مانی نه من

لحظه های کاغذی

خسته ام از آرزوها آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی بالهای استعاری

لحظه های کاغذی را روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی زندگی های اداری

آفتاب زرد و غمگین پله های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین آسمانهای اجاری

با نگاهی سرشکسته چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته خسته از چشم انتظاری

صندلی های خمیده میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده گریه های اختیاری

عصر جدولهای خالی پارک های این حوالی
پرسه های بی خیالی نیمکتهای خماری

رونوشت روزها را روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی باد خواهد برد باری
(قیصر امین پور)

ازلحظه های کاغذی

مرگ مهربان



الو ، شما!
فرشته ی مرگم ، آقا‌ !
سی سال بود داشتم آنجا را می گرفتم !
چقدر زندگی ات اشغال بود !
علی رضا قزوه