نمی دانم که بیتوچیستم من اگرروزی نباشی نیستم من
دراین سینه دلی دیوانه دارم چه گویم دشمنی در خانه دارم
حسد با خون بود نقش وجودم همین است گر بسوزدتاروپودش
اگر اسوده ماند کهدل نیست.دل؟ دل است ای نازنینسنگ و گل نیست
تو در چشم منی هرجا که هستم. تو را هرجا که هستی میپرستم
دل درداشنا را در تو دیدم. تو میدانی خدا را در تو دیدم