مرغ سحر ناله سر کن

مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه تر کن
زآه شرر بار این قفس را
بر شکن و زیر و زبر کن
ظلم ظالم, جور صیاد
آشیانم داده بر باد
ای خدا, ای فلک, ای طبیعت
شام تاریک ما را سحر کن
نوبهار است, گل به بار است
ابر چشمم ژاله بار است
این قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فکن در قفس ای آه آتشین
دست فلک نوگل عمر مرا مچین
جانب عاشق نگه ای تازه گل از این
بیشتر کن, بیشتر کن, بیشتر کن
مرغ بی دل, شرح هجران مختصر کن
«شعر: ملک الشعرای بهار»
|